سسلام سلامم به دوستهای گلم خاله های مهربون آرشیدا

 

ما رو اینجا دنبال کنید ........http://dokhtaramarshida.persianblog.ir/

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم خرداد 1392ساعت 18:42  توسط ندا  | 

 

بعد از مدتها تاخیر و بی حوصلگی با یه پست جدید پر انرژی و پر عکس اومدیم

دختر قشنگ ما دیگه کاملا حرف میزنه وشیرین زبونی میکنه .... گاهی حرفهایی میزنه که واقعا

 متعجب میشیم و در حال حاضر هم اکثر کلماتو جابجا میگه مثل دستمال که میگه مستال!!!!

گاهی حرف ه رو هم خ تلفظ میکنه : بابا جون خسین !! بیم خال:بریم حال ....عمو خادی:عمو هادی

و یه سری کلمات دیگه از دایره المعارف آرشیدا:

 

دودوس دارم :دوست دارم

بابا جی جی: بابا جون

ذو تا دوست خیالی هم داره به اسم اون اون و ایجی که واقعا نمیدونم این اسمهارو از کجا اورده؟

خیلی وقتها وقتی حوصله جواب دادن نداره :

من:آرشیدا جون اسم شما چیه ؟

آزشیدا: اون اون

فامیلیت چیه دخترم ؟

آرشیدا : اون اون

شما دختر کی هستی ؟

آرشیدا :ایجی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

یه خرس صورتی محبوب هم داره که از خیلی وقت پیش اسمشو گذاشته ابی دودی !!!!!!(به فتح الف)

 که البته ابی اسمش و دودی فامیلیشه در فرصت مناسب عکس ابی رو میزارم که باهاش آشنا بشید

یه مدت هم میگفت من آرشیدا ابی دودی ام !!!!! یعنی خودشو از فک و فامیل خرس صورتیه میدونست!

اگه دوست دارین عکسهای دخترمونو ببینید تشریف بیارید ادامه مطلب...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1391ساعت 9:7  توسط ندا  | 

سایتهای آپلود واقعا منو کلافه کرده یه جای

 مطمئن میخوام لطفا اگه کسی میشناسه

 بهم معرفی کنه

تا دوباره عکسها رو ازش آپلود کنم ممنونم

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم آذر 1391ساعت 13:5  توسط ندا  | 

 

بعضی آدمها مث آب میمونن ...زلال اند ..شفافن ...اینور و اونورشون یکیه ..بعضیها مثل گل مهربون

و خوشبو و بیدریغ محبتشون و عطر خوششونو به همه نثار میکنند ... من دوستهایی دارم از این

جنس ... دوستهایی که ندیدمشون اما عطر خوش مهربونیشون از راه دور همه جا پیچیده ...میخواستم

اینهارو زودتر بگم ..زودتر تشکر کنم ازشون ...از اونها که خیلی به من محبت داشتن و برای تولد کمکم

کردند از اونها که اسمشون ...پانتی..رویا ..مریم و سمیراست ...

 

عکسهای میز عصرونه در ادامه مطلب...

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1391ساعت 16:56  توسط ندا  | 

 

سری دوم عکسها رو میزارم ....

ادامه عکسها در ادامه مطلب...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1391ساعت 11:44  توسط ندا  | 

 

  دختر قشنگم خیلی خوشحالم و خدارو شکر میکنم که یه بار دیگه این توان رو به من داد که بتونم برای شما جشن تولد بگیرم .... دلم میخواد بدونی که مامان همه تلاشش رو برای خوشحال کردنت میکنه امیدوارم روزی بزرگ شی و عکسهای تولدهاتو ببینی وشاد بشی و اینو بدونی که شما باارزش ترین هدیه ای هستی که خدا به ما داده ...

4.gif4.gif4.gif4.gif4.gif

امسال برایت یه جشن شاد و رنگارنگ گرفتیم با تم رنگین کمون که البته به خاطر شرایط بدی که بود

با تاخیر انجام شد ولی از اونجایی که مامان تصمیم گرفته  هیچی چیزی شادی رو ازش نگیره و همیشه بخنده حتی اگه دلش پر غصه باشه  بالاخره تولدت هم برگزار شد یه تولد خوشگل و رنگارنگ ...

تقدیم به تو دختر عزیز مامان و بابا

 

                                

برای تماشای بقیه عکسها بفرمایید ادامه مطلب...

        4.gif4.gif4.gif4.gif4.gif4.gif4.gif


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1391ساعت 18:14  توسط ندا  | 

 

آرشیدای عزیز مامان این روزها شدیدا علاقه به پارک پیدا کرده و هر لحظه و هرجا که باشه برای رفتن به پارک آماده ست ...یه سری عکس از بیبی پارک داره وقتی اولین بار برای بازی به اونجا رفتیم ....

توی این عکس هنوز به محیط اونجا عادت نکرده بود خجالت میکشید...

بفرمایید ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم شهریور 1391ساعت 13:9  توسط ندا  | 

 

این روزها یه آهنگی رو گوش میکنم ...آهنگی که با همه وجودم همه احساسمو به تو نشون میده

دخترم نباشه روزیکه دلت بشکنه و دلت از کسی بگیره

که مامانت همیشه کنارته همیشه و همیشه

خودم بغل میگیرمت پر میشم از عطر تنت ...کاشکی تو هم بفهمی که میمیرم از نبودنت

خودم به جای تو شبها بهونه هاتو میشمرم ....جای تو گریه میکنم .جای تو غصه میخورم

این آهنگو برای وبلاگ گذاشتم تا همیشه وقتی وبلاگتو باز میکنم با همه وجودم برات زمزمه اش کنم  

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم شهریور 1391ساعت 17:48  توسط ندا  | 

فرشته ی قشنگ زندگی من

گل خورشید تابنده ی من

امروز همون روز بزرگیه که خداوند منتش رو بر من تمام کرد

و مرا به آرزوی کودکی ام رساند

و به واسطه وجود تو هستی ام از شادی لبریز شد

و منتی بزرگ بر من نهاده شد

روزی که تو پا به هستی گذاشتی

و من مادر شدم

تو ان آرزوی منی کز دیاردور

پرپر زنان به خانه من پر گشوده ای

بربام هستی ام ای فرشته ی عرشی

خوش آمدی....

آرشیدا لحظاتی پس از تولد

اولین باری که چشمهاتو باز کردی ساعت اول تولد

آرشیدا در جشن بدنیا اومدنش

و دیشب دخترم در جشن کوچولوی دوسالگی خونه مامان جون

دو سری عکس جدید هم در ادامه مطلب داریم....



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم مرداد 1391ساعت 12:24  توسط ندا  | 

 

بدون هیچ توضیح اضافی میریم سراغ عکسها ...

بفرمایید ادامه مطلب...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم خرداد 1391ساعت 10:25  توسط ندا  |